(تقدیم به هنگامه دخترک نازدانه شهید حسین محمدی؛ شهید 2 اسد- کابل)
صبح که از خانه می رفت
صورتش را بوسیده بود
گفته بود: وقتی برگشتی برایم «گل موی سرخ» بیار
بعد چشمانش را بسته بود تا بوسیدن بابایش را حس کند
عصر وقتی خیابان پر از جنازه را آوردند
«هنگامه» مات شده
میان گریه های دود آلود
دستمال چارخانه سرخ به کمرش بسته بودند
راست خوابیده بود مثل طلوع پیش از آفتاب
انگشتانش مشت،
چشمانش سرخ شده بود
جیب هایش طعم باروت می داد
خنده هایش را روی سینه اش مانده بودند
«گل موی سرخ» شگوفه داده بود.
5/5/1395- کابل
برچسب:
نویسنده: آیلین زمانی