منطقه ای در ولسوالی قره باغ ولایت غزنی
محمودجعفری
قلوچ یکی از مناطق ولسوالی قره باغ ولایت غزنی است. این منطقه در شمال و در فاصله تخمینی 25 کیلومتری مرکز قره باغ واقع شده است. از شرق به مینه بخشی (حدود مرزی) اصغیر، زرگ تا «جابه»[1] قلعه، از غرب به خاک بخشی(حدودمرزی) گلکوه و دهن کوه باقر، از شمال به کوتل «برکی» ناهور و از جنوب به جوی «شیرآباد» می پیوندد. (موسی، نظری، 1397)
قلوچ کلمه ترکی است. معنای دقیق آن مشخص نیست.
قلوچ 12 قریه دارد که به نام های سرقول (آتال)، قاش، تُرمَی، اِرمه، گنجی، سیاه دِه، تاخُم، گدول، غاوُج دِه، دِه گردُو[2]/ ریگگ، نودِه بینیغار، کهنه ده، بینیغار، خوانده می شوند. (موسی، نظری، احسانی، 1397)
در قلوچ حدود تخمینی 200 خانواده زندگی می کند. شماری از خانواده ها به شهرها، ولایت ها و یا کشورهای دیگر مهاجرت شده اند. اکنون حدود 184 خانه در کابل، 70-80 خانه در شهر غزنی، 10 خانه در هرات، 2 خانه در لشکرگاه، 40 خانه در ایران، 30 خانه در پاکستان و 30 خانه در کشورهای اروپایی زندگی می کنند. (موسی، نظری، احسانی، 1397)
تعداد خانواده هایی که فعلاً در این منطقه ساکن هستند، از مردمانی غیربومی می باشند که از نقاط دیگر افغانستان و عمدتاً از شهرستان به این منطقه آمده اند.
به لحاظ خانوار، مردم قلوچ اولادۀ بهلول فرزند امیرمحمدخواجه اند. محمدخواجه چهار فرزند به نام های بهلول، شاهو، ولی و شاکی داشته است. بهلول خود، دارای دو فرزند به نام های مُلوک و جمال بوده است. مردم منطقۀ قلیاقول و جمال اولادۀ جمال می باشند. مردم قلوچ و اصغیر اولادۀ ملوک می باشند. ملوک خود، دارای سه فرزند به نام های قلندر، امیرمحمد و بندی بوده است. سراصغیر مربوط به اولادۀ بندی می باشد که به مرور زمان خاندانی از آن باقی نمانده است. امیرمحمد سه فرزند به نام های پیرات[3]، سرلوله و پیوند، داشته که اولادۀ آن در اصغیر زندگی می کنند. از قلندر سه فرزند باقی مانده است:
سرقول قلوچ از اولادۀ سرلوله/آتال اصغیر است. خود به سه خانوار موکَی، محمدحسین و قربانعلی تقسیم می شود. هرسه خانوار پسر سرلوله/ آتال اصغیر می باشد. (موسی، 1397)
قلوچ از جانب شمال و غرب به سلسله کوه ها و تپه هایی منتهی می شود که به نام های کوه شاربوزو، تپه سیاه جامه، خَرخور، پُرتَو پرتو، تنگی گلَی، بِلِ/ بالا کوه، سیاه چو، چَوک، بید و سیاه بوم یاد می شوند.
مردم قلوچ هیزم و مواد سوخت خود را از این کوه ها به دست می آورند. رمه های خود را نیز برای چرا به این کوه ها می فرستند. در کوه های قلوچ انواع مختلفی گیاه می روید. مانند: غیغو، راف، چوکری، کوده، دوکه، تیرکک، چهل قط، کاکوتی، مَزدور، چاکه، گنگو، قاوغ، شاغُلجه، کِرپی، شُلبو، اِرغی، سیابوته، سرخ شُل بید، سرچورغو، سوختنک، سیم سول، گُنگو، پودنه، گوش خر، گنده بغل، خرغول، جِرکَنه، توسله، تَوقی، دم روباه، پیچک، تلخک، قَرغنه، پُترونگو، لاله، گل لوگور، میغ چیلی، سرخ خار، خَرَک، گل شبرنگ، گل لُگور، زیربِره، زیره، چاکه، و... (موسی، نظری، احسانی، 1397)
در این کوه ها حیوانات وحشی فراوان وجود دارد. گرگ، روباه، آهو(گاهی)، شغال، خرگوش، همچنین پرندگانی از قبیل کبک زری، گنجشک، سایره، جل، گل سر، پودنه، پوپو، پختک، سنگ کویک، غچی، سیاه قلخ، صبرال، بُرگوچ، چشم بخشگر، باشه، کفتر، باز، دم دراز، چَوچیلی، و... زیاد دیده می شود. (موسی، نظری، 1397)
کوه های قلوچ منابع اصلی کاریزها و چشمه های آن به شمار می روند. در قلوچ دو کاریز به نام های کاریز بهادر و آب سراب وجود دارد که زمین های زراعتی مردم توسط آن ها آبیاری می گردند. علاوه برآن، چند چشمۀ دیگر نیز هست که به نام های چشمه پیش بوغوند، چشمه مازار و چشمه تاله چُولدی، یاد می گردند. این چشمه ها و کاریزها منابع آبی منطقه محسوب می شوند. در مجموع زمین های زراعتی مردم توسط 18 شبانه روز آب، آبیاری می شوند. (موسی، نظری، احسانی، 1397)
در کنار منابع آبی مذکور، در اوایل دهۀهفتادخورشیدی مردم دست به احداث بند آب برای ذخیره سازی آب زمستان زدند. این بند به هدف آبادی دشت قلوچ ساخته شده بود اما بنا به دلایلی مورد بهره برداری لازم قرار نگرفت.
بعضی از قریه های قلوچ در فصل تابستان از کمبود آب آشامیدنی و زراعتی رنج می بردند. برخی از این قریه برای رفع این مشکل به حفر چاه عمیق تا عمق 140 متر اقدام کردند. در نتیجه با ذخیره سازی و کانال کشی، توانستند مشکل آب آشامیدنی خود را مرفوع سازند و در آخرین اقدام با راه اندازی سیستم سولر، قادرگردیدند تا آبیاری را با کم ترین هزینه تقویت نمایند و زمین های زراعتی شان را به وسیلۀ آن آبیار نمایند. (احسانی، 1398)
شغل اصلی مردم قلوچ دهقانی و دامداری است. چون این منطقه در دره ای واقع شده است که از سه سمت به تپه ها و کوه ها احاطه گردیده است؛ لذا محصولات زراعتی کم تری به دست می آید. بیش تر مردم به پرورش باغیات و حیوانات اهلی می پردازند و با فروش آن ها امرار معیشت می نمایند. در منطقه قلوچ درختان زردالو، بادام، چارمغز، سیب، آلو، تاخم، شفتالو، انگور، ناک، چاکه، آلوبالو، دولنه، آلوی بخارا و توت، زیاد حاصل می دهند. خسته و کشته زردالو و چارمغز، بیش ترین محصول این منطقه است که به بیرون از آن صادر می گردد. کشته قلوچ شهرت فراوان دارد. دامداری نیز شغل عمدۀ دیگر این مردم است. بز، گوسفند، گاو، خر و مرغ خانگی زیاد یافت می شود. کشت گندم آبی و للمی، رشته، شفتل، گندم، کلول، جو، جوری، لوبیا، کچالو، عدس، موشُنگ، شرشم، گشنیز، گندنه، پیاز، جوانه بادیان، بادمجان سیاه، بادمجان رومی، تربوز، تره و کدو نیز رواج فراوان دارد. (موسی، نظری، احسانی، 1397)
تجارت عمدۀ مردم قلوچ خسته و کشته زردالو و چارمغز و تا حدودی بادام است. مردم با فروش این محصولات در شهر غزنی، نیازمندی های خود را مرفوع می سازند. راهی که قلوچ را به مرکز قره باغ وصل می سازد، سرکی است که از مسیر شیرآباد به قلوچ می پیوندد. این سرک خامه است و موترهای تیزرفتار به سختی از آن رفت و آمد می کنند. موترهای مورد استفاده مردم عمدتاً تونِس و مازداست.
غذای اصلی مردم دوغ، شوربا، شیربرنج، آش، حلوا، قروتی، تافه کچالو، اوگره، دَلده، بولانی، برنج پلو، شوله برنج و تپشی است. در مراسم عمومی مثل عروسی و خیرات بیشتر شوربا، تپشی و یا پلو می پزند. نان خویش را در تنور و یا دیگدان پخته می کنند. مواد سوخت، هیزم و چوب می باشد. در سال های اخیر استفاده از گاز هم معمول شده است. از برق آبی یا آفتابی برای روشن کردن خانه های شان استفاده می کنند. (موسی، نظری، 1397)
زنان خانه، علاوه بر تربیت اطفال و تهیه غذا و شستن لباس در کارهای دهقانی نیز با مردان شان کمک می کنند و در عین زمان به دوخت لباس نیز می پردازند. صنایع دستی از جمله مشاغل عمده خانم ها محسوب می گردد.
در قلوچ 19 مسجد وجود دارد: مسجد سرور، مسجد قعله نو، مسجد علی حسین، مسجد تکه دار، مسجد حیات، مسجد ممروزا، مسجد تُرمَی، مسجد سیاه ده، مسجد گدول، 2 مسجد در قاش، 2 مسجد سرقول، مسجد غاوج ده، 2 مسجد در دِه گردو، مسجد سیاه ده، و 2 مسجد در بینی غار (کهنه ده). مردم اطفال خود را برای یاد گرفتن خط، قرآن کریم و آموزه های دینی در این مساجد می فرستند و علاوه برآن، از این مساجد به منظور ختم قرآن، خیرات و فاتحه، محرم، و ... استفاده به عمل می آید. (موسی، نظری، 1397)
همچنین یک مکتب دولتی به نام مکتب شهدا در قلوچ وجود دارد که در جنوب این منطقه موقعیت دارد. این مکتب توسط مؤسسه شهدا ساخته شده و تا سطح لیسه فعالیت دارد. (موسی، نظری، 1397)
منابع
محمدموسی. (1397). مصاحبه حضوری محمود جعفری با محمدموسی فرزند علی یاور از سیاه ده 77 ساله. [فایل صوتی دارد]. 14 جدی 1397؛
نظری، صفرعلی. (1397). مصاحبه حضوری محمود جعفری با صفری علی نظری. [فایل صوتی دارد]. 14 جدی 1397؛
احسانی، مصطفی. (1397). مصاحبه حضوری محمود جعفری با مصطفی احسانی (استاد دانشگاه). [فایل صوتی ندارد]. 18 جوزای 1398؛
**
بازنویسی آخر: 8/3/1399
[1] . جابه: صخره
[2] . ده گردو: ده گردن. شاید علت نام گذاری آن این باشد که در آغاز قریه ها موقعیت دارد.
[3] . پیرات: پیراد هم نقل شده است.
برچسب:
نویسنده: آیلین زمانی