آواز می خواند قمری
در بندرگاه
شال می بافد از سایه اش کوه
*
گنجشک طلایی
روی شاخه شکسته
برف تابستانی
*
سربازان نماز می گذارند
در برف
قناری روی ماشه ها
*
ماه
شناور در دشت
ملوانان، خواب
*
کودک زیر سایه بید
پیرزال تنها
می شمارد اوراق کهنۀ خزانی را
*
سنگ های خیابان را اندازه می گیرد
الاغی که؛
آتش می آورد
*
می خواند یک صدا
تگرگ
پرواز کبوترها به تاکستان
*
چشمانش باز
قازها را می شمارد
مرد ماهی گیر
*
رودخانه تاریک
بع بع گوسفندان
چراغ نی لبک خاموش
*
گلوله ها را بالا می آورد
اقیانوس
جهان، از حباب ها روشن
*
آسمان قلیب می شود
جنجال گلوله ها
در پوست آهو
8/11/ 1395- کابل
*
نعنا
روی میز
قلیان ها به صدا می آیند
*
لبریز از جنازه ها ست
شانه ها ی من
جاده ها ی فرو شکسته
*
ماهی بالا آورده است
آسمانِ گل آلود
دعایی که هرگز اجابت نمی شود
*
بیدار می شوند
رواش ها
وقت خواب اقاقی
*
پر از علف می شود بهار
آسیابان سرشار
از ترانه صبحگاهی
*
قامتت را اندازه می گیرد خیاط
ناموزون
قیچی بر کف دست دزد خیابان
*
ذغال ها ی شهر را جمع می کنی
روی دیوار می نویسی:
آتش بس!
*
طعم دندان درندگان است
جنگل
شهر خالی از سکنه
*
خطوط کف دستان تو ام
با باد
وقت چای صبحگاهی
*
آسمان تاریک
دریا روشن
با قایق شکسته چوبی عبور می کنم از دشت
*
آویزان است از سقف
گل یخ
آفتاب دم پنجره
*
پرنده ای است در من
می خواند هردم
روز بارانی
*
گل می کند حباب ها
درخت از آینه بالا می رود
باد پاییزی
*
دنیا
دو شیشه ای است که در چشم کرده ایم
ریز یا درشت
*
ضرب می زنیم
تکه ها ی هم را جمع می کنیم
مرغ دانه چین
9/11/ 1395- کابل
*
لغزش تیک تاک ساعت ها
روی تخت خواب
باران آواز چکاوک
*
انارها را سیلاب می آورند
گربه
در سایه درخت توت
*
شکوفه های اشک
روی بال پرستو
وز وز آتش در باغ
*
یخ بندان شب
روی درخت ناجو
خورشید آشیانه را می پالد زیر برف
*
از درخت آویزان است ستاره ها
زاغ ها
کنار پل در کمین
*
پرواز رؤیای یک دختر
مرغ گندمزار می خواند
در تنور داغ
*
تیراژ روزنامه ها
دو چند می شود
صبحگاهی پاییزی
*
آهوان گرم بازی
شکارچی
تنگفش را پاک می کند
17/11/ 1395- کابل
برچسب:
نویسنده: آیلین زمانی